
تو را به ياد آن روز
تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده
تو را به روز اول بار ديدنت
تو را به اولين نگاه عاشقانه
تو را به ياد بارون روز نيامدنت
تو را به تنهايي روز رفتنت
تو را به بوي بارون روز برگشتنت
تنهايم مگذار ديگر
موعد جدایی تموم شد منو زجر کش نکن ...

اگه یه روز دلت گرفت احساس کردی که بیکسی
مغلوب دلتنگی شدی دل دادی به دلواپسی اگه توی شب های تو کسی نبود قصه بگه یا دوست نداشتی که کسی واسه تو از غصه بگه دلتنگی هاتو با خودت بیار و تو دلم بریز دلت رو به غصه نده سنگ صبورتم عزیز زخم های کهنه ات رو بیار رو بیکسی من بذار دلت رو به دلم بده تو لحظه های من ببار اگه تو وقت پرسه هات هیچکسی پابه پات نبود یا بدجوری دلت گرفت از آدمک های حسود اگه برای گریه هات هیچکسی دلسوزی نکرد پر شدی از گلایه ها از دل های سنگی و سرد غم هاتو بردار و بیار رو بی کسی من بذار دلت رو به دلم بده تو لحظه های من ببار بیا که شونه های من تشنه اشک ناب توست کاشکی میشد اشکهای تو غمهای من رو هم می شست
...
لحظه ي ديدار نزديک است
و بی نهایتی آسمان ها
باید منطقی باشم.
حق داری اگر دلت برایم ...
تنگ نمی شود!!!
به هر کجای جهان که بگريزی ،
من در تمامی جغرافیای زمین ،
با جسم عاشق خویش جاده می شوم
تادر جای پای تو عاشقانه قدمگاه شوم.
من پس از یک وقفه ۳ ماهه به علت پاره ای از مشکلات مجدد برگشتم
امیدوارم که بتوانم مانند گذشته به شایستگی فعالیت کنم